کاش بيايم براي بي پناها سايبون باشيم با دلاي دل شکسته کمي مهربون باشيم کاش بيايم به باغبونا کمي حرمت بذاريم احترام دلاي شکسته رو نگهداريم کاش به مهربونترا دين مون و ادا کنيم سهم خوشبختي مون و وقف بزرگترا کنيم کاش يه کاري بکنيم که خستگيها دربشه مرحمي بشيم که زخم آدما بهتربشه کاش که شاخه درخت زندگي رونشکنيم هفته اي يه بار به باغبونامون سربزنيم کاش که پاک کنيم تمام اشکاييکه جاريه خوب نگه داريم چيزي که واسه يادگاريه کاش دس پرنده هاي بي پناه وبگيريم توي آسمون بريم دامن ماه وبگيريم کاش با مهربوني مون غصه ها رو کم بکنيم رشته هاي عشق و تا هميشه محکم بکنيم کاش بشينيم پاي صحبت اونا که بي کسن اگر درد و دل کنن به آرزوشون ميرسن کاش تو عصري که همش سنگيه وآهنيه بگيم از چيزهايي که خوب ولي رفتنيه کاش هنوز دير نشده قدر هم و خوب بدونيم نکنه دير بشه تا ابد پشيمون بموني کاش که اين يه جمله هيچ موقع ز يادمون نره آدمي چه خوب باشه چه بد باشه مسافره
نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 12:1 توسطایمان |
عشق يعني يک سلام بي جواب...
عشق يعني حسرت تشنه به آب...
عشق يعني همچو من شيدا شدن ...
عشق يعني قطره و باران شدن...
عشق يعني يک شقايق غرق خون ...
عشق يعني درد محنت در درون...
عشق يعني معني رنگين کمان...
نوشته شده درچهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 17:47 توسطایمان |
دوست داشتن ایستادن زیرباران وباهم خیس شدن نیست
دوستی آن است که یکی برای دیگری چتری شودودیگری هیچگاه نفهمدکه چراخیس نشد.
نوشته شده درسه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 15:53 توسطایمان |
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم
خالی از خودخواهی من برتر از آلایش تو
من تو را بالاتر از من برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
عشق صدها چهره دارد عشق تو آیینه داره عشق
عشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم ماروقصه ها وگفت وگو هاست
من تو را درجسته ی محراب دیدن دوست دارم
من تو را بالاتر از من برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم
در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقم شکستن دوست دارم
بغض سر گردون ابرم قله ای آرامشم کن
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم
نوشته شده دردوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 19:21 توسطایمان |
عاشقت خواهم ماند
بي آنكه بداني دوستت خواهم داشت
بي آن كه بر لب آرم در دل خواهم گفت
بي هيچ سخني گوش خواهم داد
بي هيچ اندوهي در آغوشت خواهم گريست
بي آن كه حس كني در تو آب خواهم شد
بي هيچ گرمايي كنار آشيانهي تو آشيانه مي كنم
و فضاي آشيانه را پر از ترانه مي كنم
مي پرسند : به خاطره چه زنده اي؟
و من براي زندگي تو را بهانه مي كنم
نوشته شده درسه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 16:55 توسطایمان |